امروز باز هم بلاگفا سکته کرد و هنگام ورود به صفحاتش، ارورهای مختلفی میداد، من هم دیگه از این قشهای وقت و بیوقت بلاگفا خسته شدهام و از این به بعد فقط در وردپرس مینویسم. در این مدتی که به طور آزمایشی با وردپرس کار میکردم تقریبا به امکاناتش واقف شدم و بهش عادت کردم. جای خوبیست!
1 – به تازگی رفقا دریافتهاند که مقولهای به نام درس خواندن هم برای یک دانشجو وجود دارد پس باید هر طور که شده درسها را پاس کرد. از این رو دنبال نمونه سوالاتی که حل کرده بودم افتادهاند و شاید طبق توصیههای من عمل کنند! نکته جالب اینجاست که دو سه تا دختر خانوم هم اومدن پیشم و گفتند "ببخشید، شما نمونه سوال حل شده دارید؟" چقدر فرصت طلباند! (مثال حل شده را دادم به یکی از رفقا، اون دو سه نفر را هم حوالهشان کردم سمت رفیق، شاید عامل خیر شدیم و ثوابی وافر بر ما نصیب گشت)
2 – از قدیم شانس نداشتم، الان که برای کارهای پروژه پیش استاد میروم و پشت در کلاس و باقی قضایا، چشممان باید به جمال دو سه موجود بند قبلی روشن شود! آخه چرا وقتی خودم این درس را داشتم، این همه امکانات وجود نداشت؟ همیشه دو فاکتور هست که باعث میشوند من نمره بالا در آن درس بگیرم: آ – اخراج از کلاس ب – وجود یک همکلاسی که ازم تمرین حل شده بخواد یا توضیح درس!
3 – دیروز یک شیر پاک خوردهای دو تا لینک از اینجا گذاشت تو بالاترین و هردو رفت به صفحه اول که باعث شد وبلاگ من بشود سومین بلاگ برتر وردپرس! اما نکته اینجاست که چرا به لینکهای خوبی که من میگذارم بی اعتنایی میشود، اما لینک یادداشت دیوار برشی میرود صفحه اول؟
4 – دیروز بعد از گذشت نیمی از تابستان برای اولین بار رفتم شنا! دریا هم هیچ حساب کتابی نداره، تابستان گذشته با این که سر کار میرفتم، باز هم 10 ، 15 بار برای شنا رفتم، اما امسال که علاف معرفی پروژه هستم و بیکاره، چشمم آب نمیخوره که 2 ،3 بار هم بتونم برم!
5 – دیشب شبکه یک فیلم departed ساخته اسکورسزی را نشان داد. این اولین فیلمی بود که هم اصلیاش را دیده بودم و هم دوبله شدهاش را میدیدم، بجز صحنهها و مطالب بیناموسی فیلم که به شیوه اسلامی برگردانده شده بودند ( که البته طبیعی بود) تمامی صحنههای قتل فیلم ( که زیبایی فیلم هم در آن بود) را هم حذف کردند برای مثال قاتل مقتول را میدید و یکدفعه صحنهای را میدیدیم که مقتول رو زمین افتاده، خلاصه کلی از حس و حال فیلم را زدند. اما خیلی دوست دارم که دوبله scent of a woman را هم ببینم و توانایی دوبلورهای محترم را!
وردپرس جای خوبی بود اما الان که افتخار میزبانی آجرپاره را دارد جای محشری شده!
1 – به نجوم خیلی علاقه دارم و پیگیر رخدادهای روز هم تاحدی هستم، متاسفانه با توجه به شرایط جوی حاکم بر اینجا که بیشتر مواقع هوا ابریست و در غیر آن نور پروژکتورهای بندر تمام آسمان را روشن کرده و به کمک رطوبت بالا نمیگذارند که آسمان دیده شود، از نعمت دیدن آسمان محرومم و مشاهداتم از آسمان بر میگردد به سفرها. مدتی هم میشود که متوجه شدهام یکی از دوستانم که فکر میکردم دروس مرتبط با مکانیک را در تدریس میکند ــ با توجه به رشتهاش ــ، مدرس نجوم در دانشگاه است. (آب در کوزه و باقی قضایا...)
این مقدمه را آوردم تا بگویم که امشب بارش شهابی در آسمان ایران رخ میدهد ( اطلاعات تکمیلی )
2 – کمر درد، قوز کردن، زانو درد و ... مشکلاتی هستند که اغلب ما بهاش دچار هستیم و خصوصا من که کلکسیونی از آنها هستم، حتی نمیدانم با اینکه دوچرخه سواری میکنم چرا باز زانویم درد میکند. در همین رابطه یکی از حاجیهای تحت وب، اقدام به تاسیس کلینیکی کردهاند که به بررسی و ارائه راه حل برای این مشکلات میپردازد. در اینجا هم می توانید آخرین مطلبیرا که در رابطه با کمر درد نوشتهاند، مطالعه کنید. من بجز مورد بستر و همبستر، باقی مشکلات را دارم!
3 – این عکس را هم داشته باشید در راستای این پست از وبلاگ "از زندگی"!
پ ن : آجرپاره در وردپرس در خدمت شماست! ممنون میشم اگر لینکها را اصلاح کنید.

ایکاش آدمها هم "دیوار برشی" داشتند!
توضیح : در ساختمان برای این مقابله با زلزله، بجای اینکه بیایند تیر و ستون سازه را آنقدر قوی کنند که در برابر زلزله مقاومت کنه، از دیوار برشی استفاده میکنند و وظیفه مقاومت در برابر زلزله را تماما گردن آن میاندازند. ولی آدما برای مقابله با زلزله باید خودشون کلفت بشن!
پ ن : آجرپاره در وردپرس
1 - نزدیک خونمون یک رودخانه هست که منطقهای که ما در آن زندگی میکنیم را از مرکز شهر جدا کرده، روی این رودخانه تقریبا هر 400-500 متر یک پل ماشین رو زدهاند و بین هر دو پل هم یک پل عابر پیاده به عرض تقریبی 1.5 متر. دیشب دیروقت ( 9 شب !) داشتم میرفتم خونه و به مرحمت جیرهنبدی بنزین پیاده بودم، یکنفر کمی زودتر از من رسید به پل و همانجا ماند، کاملا معلوم بود که برای من مونده! یه سیگار روشن هم تو دستش بود و تو تاریکی نیمه مطلق اونجا حسابی تو چشم میزد. بیاعتنا از کنارش رد شدم و اون هم دنبال من راه افتاد و شروع کرد به حرف زدن " امشب پس از 38 سال یه تیکه بهم خورد! باورت میشه؟" کاملا معلوم بود که مسته، من هم مثل سگ ترسیده بودم که نکنه من را هول بده و از پل پرت کنه پایین ( به علت مصارف کشاورزی، رود خیلی کم عمقه و تازه رود معمولی هم نیست، یکجور کاناله که به دلایلی در زمان رضا شاه حفر شده و کفاش و دیواره حائلش همگی سنگیاند و ارتفاع پل از کف رودخانه حدود ۴ متر میشود) پسر 38 ساله ادامه داد " امشب پس از 38 ... کردم! خیلی خوشحالم! الان هم نمیدونم کجام! از خوشحالیه مگه نه؟ اینجا کجاست؟ زمینه؟ من کجام؟ زمین کجاست؟" حالا دیگه به آخر پل رسیده بودم و مخالف جهتی که خیال داشتم بروم را بهاش نشان دادم و گفتم که " اوناهاش! زمین از اونوره!" پسر مست هم رفت به سمت زمین! (این ماجرا در طول حدودا 10 متری پل رخ داد)
2 – مدتی است که سیستم عامل اوبونتو را نصب کردهام و فعلا در حال بررسی و کنکاش سولاخ سمبههاش هستم. محیط جالبیاست اما دو مشکل با آن دارم، یکی اینکه نتوانستم TV Tuner را برایش معرفی کنم و دیگری اینکه امکان ویرایش بلاگفا در آن وجود ندارد(صفحه مربوطه در فایرفاکس به خوبی باز نمیشود) و چون خیال دارم که جز برای استفاده از نرمافزارهای تخصصی از اوبونتو خارج نشوم، یک وبلاگ جدید در وردپرس راه انداختم و فعلا دارم قابلیتهای وحشتناکش را کشف میکنم و منتظر سکته دوباره بلاگفا هستم تا به کل به آنجا نقل مکان کنم.
پیشنهاد : اگر قصد راه اندازی وبلاگ دارید، بدون تردید وردپرس را انتخاب کنید. قول میدهم که با دیدن قابلیتهایش در کف غوطهور شوید! شما در بلاگفا فقط یک صفحه برای نوشتن دارید ولی در وردپرس، رسما میتوانید هر غلطی که دلتان خواست انجام دهید! (تقریبا مثل یک دامین اختصاصی)

3 – این جانور تا صبح نگذاشت که بخوابم و مرتب از خودش صدا در میکرد تا اینکه صبحی متوجه شدم که تو لوله بخاری گیر کرده! به مرحمت استفاده چندین ساله از بخاری نفتی، حسابی داخل لوله سیاهه و این جانور هم برای همین به این رنگ در اومده. سر آخری گذاشتمش روی بام انباری و زیر برگهای کیوی، اگر شانس بیاره گربه میخوردش!
پ ن : انگشت من بزرگ نیستا! اون زیادی کوچیکه!
قبل از هر چیز نمیدانم چرا برخی افراد از دست من شاکی شدند، من هرچی یادداشت قبلی را میخوانم نمیتوانم بفهمم که کجا به کسی توهین شده است، البته اگر فردی، جزو افرادی باشد که به انتشار ککپ علاقه دارد خوب، حتما به خود میگیرد. پس اگر باعث ناراحتی کسی شدم، معذرت میخواهم! پای نظرم میایستم ، اما خیال کلکل با کسی را ندارم، چون این داستانها اصلا در روحیاتم نمیگنجد!
جمع بندی آماری
دیروز این عمل شنیع را در 60 وبلاگ انجام دادم که واقعا کار سخت و طاقتفرسایی بود ولی برای اینکه یک ارزیابی داشته باشم لازم بود. آماری که بدست آوردم خیلی جالبه: ازمیان 60 وبلاگی که ککپ در آنها گذاشته شد، 57 ورودی به صفحه مربوطه داشتم یعنی 95٪ افراد، پی لینک را گرفتند و 26 نفر نظر دادند یعنی 43٪! پس میبینیم که اگر یک نفر وقت داشته باشد میتواند با انجام این عمل سخیف آمار موقت خود را بالا ببرد اما مسئله اینجاست که آیا این کار زجر آور، ارزشش را دارد؟ (البته تعداد نظرات را باید پای ادبیاتی که در متن ککپ به کار رفته و همچنین موضوع یادداشت گذاشت!)
نکاتی که به نظرم جالب آمد
درست است که در متنی که آماده کرده بودم، نوشته بودم که وبلاگ شما را نخواندهام، اما در واقع هرچند کوتاه و سرسری هم که شده نوشتهها را مطالعه کردم و انصافا بعضیها خیلی جالب بودند و دوست داشتم که نظر واقعیام را برایشان بنویسم!
1 – خبر توقیف روزنامه شرق در بسیاری از وبلاگها کار شده بود.
2 – قالب وبلاگی که در آن شخصی را از نمای پشت سر نشان داده بود ( که منظور امام علی بود) زیاد به چشم میخورد.
3 – در بعضی وبلاگها پس از درج نظر، پیغام میداد که "امکان درج نظر جدید وجود ندارد" اما با تلاش بعدی، نظر ارسال میشد!
4 – بسیار از وبلاگها پست اولی بودند!
5 – فکر کنم که سایت www.IRANHP.ir روباتی طراحی کرده باشد که در وبلاگها ککپ بگذارد؛ چون در بسیاری از کامنتدونیها اثرش را دیدم.( و قبلا اینجا هم آمده بود)
6 – به طور قاطع، اکثر بلاگها شامل قطعات شعر بودند، خوبه که کشور اینهمه شاعر داره!
پ ن 1 : خدمت دوستانی که گفتند تبادل لینک و... عرض کنم که من از این داستانها خوشم نمیآید، اگر از وبلاگی خوشم بیاید، یواشکی لینکش را آن گوشه میگذارم و انتظار لینک از طرف مقابل را هم ندارم، چون شاید او از مطالب من خوشش نیاید!
پ ن 2 : موقتا قالب قبلی را گذاشتم تا سر فرصت یکسری اصلاحات روی قالب جدید اعمال کنم.
1 – از آنجایی که دانستههای من در رابطه با هنر و ترکیب رنگها همانند اطلاعاتی است که یک خروس از شاتل داره، پس نظرتان را در رابطه با رنگبندی قالب بفرمائید و اگر پیشنهادی دارید حتما بگویید. سعیام بر این بوده که رنگها از تیره شروع شده و به روشن ختم شود.
2 – با توجه به زمینه متن، اگر مشکلی در خواندن آن دارید بگویید. آیا چشم را اذیت میکند؟
3 – همیشه از سنگینی قالب میترسم و این قالب نسبت به قالب قبلی سنگینتره ولی با کم کردن تعداد پستها ــ از 10 به 5 ــ پیج را حتا سبکتر از قبلی کردهام. در کل این قالب (با حجمی حدود 50KB) از قالب بسیاری از وبلاگهایی که به آنها سر میزنم به مراتب سبکتر است. ولی مسئلهای که اینجا وجود دارد اینست که در این قالب از سه تصویر مختلف استفاده شده و این تصاویر میبایست از سرور مربوطه بارگزاری شوند، پس احتمال تاخیر وجود دارد. از شما میخواهم که نظرتان را در رابطه با زمان و سرعت بارگزاری صفحه بفرمایید. (اگر لطف کنید و یک بار ctrl+F5 بزنید که عالی میشه، هرچند همیشه بارگزاری برای اولین بار زمان بیشتری میبرد)
4 – نظر کلیتان نسبت به این قالب چیست؟ چیزی کم داره، اضافه داره یا اینکه خوبه؟
امیدوارم بتوانم با کمک شما این قالب را تکمیل و حدالامکان (املا؟) بدون نقص نمایم. دوست ندارم وقتی کسی به اینجا میآید، قالب باعث آزردگیاش بشود.
پ ن : دوستان هیچ کدام در مورد رنگبندی قالب اظهار نظر نکردید! به نظر خودم یک مقدار تیرگیاش تو ذوق میزنه!
Technorati Profile